چگونه موسیقی را تمرین کنیم؟

مطالعه و تمرین موسیقی

در آغاز باید بپذیریم که بین مطالعه و تمرین، تفاوت فاحشی وجود دارد. این دو، تنها در انرژی و زمان و زمان مورد نیاز به یکدیگر شبیه اند و از این رو در هر سیستمی که برای یادگیری ویاد سپاری موثر طراحی شده باشد، این دو به طور واقعی از یکدیگر غیر قابل تفکیک اند.

برای درک این مفهوم، ابتدا باید مطالعه و تمرین را بین بخش های تشکیل دهنده ی آن ها تقسیم کنیم.

آن چه عموما (مطالعه) نامیده می شود، عملا شامل تحقیق، بازرسی و پیش مطالعه است و آنچه نام (تمرین) بهآن اطلاق می گردد، فرایند عملی، تکرار ذهنی و بهبود روش را شامل می شود.

 

اجزای تشکیل دهنده ی مطالعه

1. تحقیق، که بر کسب برخی اطلاعات در خصوص زمینه ی ملی و تاریخی قطعه، آشنایی کلی با آهنگساز آن و احتمالا دیگر تصنیفات وی، مرورسبک های اجرا و نت نویسی دقیقی از قطعه (یک نسخه از دست نوشته اصلی یا نسخه معتبر) دلالت دارد.

2. بازرسی، که شناسایی گام، کسر میزان، علایم دینامیک، نشانه ی تمپو، عنوان وشماره ی اپوس قطعه را در بر می گیرد. باید بدانیم که هر یک از عوامل برای ما چه معنایی دارند و چگونه بر درک ما از قطعه تاثیر خواهند گذاشت. نشانه های اجرای قطعه و علایم بیانی را باید به طور دقیق مورد بررسی قرار داد. شماره ی اپوس، به ما کمک می کند تا بفهمیم که یک قطعه، در ارتباط با کل آثار آهنگساز، از چه جایگاهی بر خوردار است.

عنوان قطعه می تواند بیانگر حالت و مشخصه ی قطعه باشد و گام ممکن است لحن ویژه ای را به نمایش بگذارد. تمامی این عوامل در بخش بازرسی مورد ملاحضه قرار خواهند گرفت.

3. پیش مطالعه، که مطالعه و تجزیه و تحلیل قطعه را قبل از انجام تمرین در برمی گیرد. تجزیه و تحلیل باید شامل انگشت گذاری کامل دست راست و دست چپ (ازجمله تعیین ضربات آزاد و تکیه) مشاهده ی ساختار فرمال، هارمونیک و ریتمیک و احتمالا شنیدن مقدماتی قطعه باشد. گوش کردن به قطعه در مورد اثرضبط نشده یا اثرجدید، اختیاری و گاهی غیر ممکن است. مطالعات نشان داده است که گوش کردن به یک قطعه، قبل ازروند یادگیری، در شکل یابی مفهوم آن قطعه سودمند خواهد بود. با این وجود باید از اجرای تقلیدی آن اجتناب ورزید.

پیش مطالعه، هم چنین به این معناست که قبل از برداشتن ساز، ابتدا آن قطعه را در ذهن خود اجرا کنیم.

 

اجزای تشکیل دهنده ی تمرین

1.تمرین (فرایند عملی)، به معنای تکرار زیاد با توجه دقیق به صحت کامل نت ها، انگشت گذاری ها، نشانه های دینامیک، رنگ صوتی و غیره می باشد.

تمرین خوب، یعنی تکرار هوشمندانه . اما اگر تکرار با تمرکز ذهنی همراه نباشد، هوشمندانه نخواهد بود. صرف انجام تمرین، به تنهایی ایجاد مهارتی را تضمین نمی کند.(ارزش تمرین تنها در تکرار یک طرح کارآمد، که ضرورتا متغیر بوده و می تواند توسط خود هنرجو یا معلم وی تقویت شود، قرار دارد. این به کار گیری ماهرانه توانایی است که موجب پیشرفت می گردد، نه خود تمرین.)

مهم ترین مرحله تمرین، دریافت یک تاثیراولیه از وضوع مورد نظر است. تقریبا تمامی روان شناسان و مربیان، اتفاق نظر دارند که نخستین تاثیر، پایدارترین آن است. بنابراین چنان چه تاثیر اولیه درست صورت گرفته باشد، نهایت صرفه جویی در استفاده از انرژی و زمان نصیب مان خواهد شد. (دریادگیری هر موضوع، ابتدا یک تاثیر عمیق و دقیق بگیرید و سپس به آن تکیه کنید.)

این عمل به مرحله ی بعدی منجر خواهد شد.

2. تکرار ذهنی، یعنی یادآوری کامل آن چه که قبلا یاد گرفته ایم.دراین بخش مراحل مختلفی وجود دارد. در اولین مرحله، پس از یک تاثیر دائمی و کافی، آن را برای تثبیت کردن به هر اندازه که لازم است درذهن خود تکرار کنید. این مرحله از تکرار ذهنی، زمینه را برای یادگیری مفید و مطمئن مهیا می کند.این مرحله، عموما در بخش های کوچکی از یک قطعه (یعنی یک عبارت در هر بار) به کار می رود. در مرحله دوم، هنگامی که مفهوم کلی یک قطعه را تا حدودی یاد گرفتیم، نوع دیگری از تکرار ذهنی سودمند خواهد بود. در میانهدی تمریند یک قطعه، باید برای انجام یک دوره ی تکرار ذهنی، ساز را رها کرده، مکثی کنیم و سپس برای تکمیل تمرین باز گردیم. به عنوان مثال، قطعه را دوباره اجرا کنیم. فکر کنیم که برای اولین بار آن را اجرا می کنیم، سپس بار دیگر اجرایش کنیم.

در مرحله ی سوم، هنگامی که قطعه را نسبتا خوب یاد گرفتیم، تکرار ذهنی می تواند درهر زمان و مکانی که بخواهیم، اتفاق افتد. هر چه بیشتر، بهتر.

تحقیقات روانشناسان نشان می دهد که اخرین موقع شب، زمان مناسبی برای تکرار آنچه که تمایل دلریم به یاد بیاوریم، می باشد. چرا آخرین دقایق قبل از خواب را هدر می دهیم؟ این دقایق بسیار با ارزش اند. باید به یاد بیاوریم که تکرار ذهنی، یاد آوری نت ها، انگشت گذاری دست راست و دست چپ (ضربه ی آزاد وضربه ی تکیه)، دینامیک، رنگ های صوتی، بیان، ریتم و دیگر اجزای اجرای واقعی فیزیکی را در بر می گیرد. تکرار ذهنی باید

ابتدا آهسته و سپس با سرعت انجام گیرد. هنگامی که به یک قطعه موسیقی فکر می کنیم، هر صدایی را که در ذهن مان می شنویم باید با آمادگی خاص انگشتانی که آن صدا را تولید خواهد کرد، همراه باشد. شنیدن ذهنی را باید به احساس ذهنی افزود.

3. بهبود روش، که فرایند بعدی پیشرفت تکنیکی یا بیانی یک قطعه است. در حالی که بیش تر جنبه های تکنیکی از طریق انجام تمرین فیزیکی بهبود می یابد، اغلب مفاهیم بیانی باید از طریق ذهن رشد نمایند. بهبود روش، مستلزم این است که نوازنده اجرای خود را هدفمند بداند. بسیاری از نوازندگان، صداهایی را تولید می کنند که چنان چه خود آن صداها را در اجرای دیگران بشنوند، نا مناسب تشخیص خواهند داد. باید بکوشیم درعین حال که نوازنده هستیم، شنونده نیز باشیم. بوسونی زمانی گفت (هیچ کس در بین شنوندگان، دقیق تر از خود من نخواهد شنید. در جستجوی زیبایی های جدید، ذهن باید به طور مداوم برای کسب فرصت هایی جهت پیشرفت، آگاه بماند.)

همان گونه که بسیاری از نوازندگان گیتار می دانند، آثاربزرگ موسیقی مثل دوستان قدیمی اند. آن ها برای تمام عمر با ما همراه خواهند بود. باتوجه به این نکته، باید ارزش خاصی برای این گفته ی مانوئل لوپزاراموس قائل شویم: ( به منظور تنظیم مستمر آثار بزرگ موسیقی برای گیتار،باید بیاموزیم که علاقه مان را به موسیقی به طور مداوم تجدید کنیم.)

بهبود روش، جستجوی پایان ناپذیر افکار و احساسات درونی آهنگساز در لحظه ی الهام است. همان گونه که می دانید، با درک محض اجزای اولیه ی مطالعه و تمرین، تقریبا ام نه کاملا، یک سیستم را بنا می نهیم.اما قبل از تشکیل مدل کامل یادگیری ویاد سپاری، موارد دیگری را نیز باید مورد توجه قرار داد. فعالیت ذهنی محض، باید جای بیشتر تمریناتی را که با گیتار انجام می شود، بگیرد.

همان گونه که لچه تیسکی- معلم بزرگ پیانو- می گوید( ذهن، ضروری ترین عامل در مطالعه ی قطعات است.زیرا یادگیری و یادسپاری قطعات، از مسیر مغز به انگشتان صورت می گیرد نه در جهت عکس، یعنی از انگشتانبه مغز).

 

تمرکز، رکن اساسی موفقیت موسیقایی

تمرگز مفهوم متناقضی است که در هر مرحله ای از مطالعه  و تمرین، یک ضرورت اساسی برای کسب نتایج مفید محسوب می شود. چنانچه به جای کاری که باید صورت دهیم، به تمرکز فکر کنیم، در حقیقت تمرکزی انجام نداده ایم، از این رو باید اندکی غیرمستقیم به عمل تمرکز کردن نزدیک شویم. به پیشنهادات زیر برای ایجاد شرایطی که به تمرکز خوب منجر می شود، دقت کنید.

  1. محیط تمرین ما از اهمیت به سزایی برخورداراست.اتاق تمرین باید ساکت و راحت و از نظر انعکاس صوت مناسب باشد. خود ما نیز باید به هنگام تمرین آسوده خاطرباشیم.
  2. ضرورت شادابی را در طی دوره ی تمرین احساس کنیم. از حد اکثر زمان بازدهی برای انجام کارهایی که مستلزم تمرکز بیش تر است،استفاده کنیم. انجام تمرین به هنگام خستگی ذهنی و جسمی، اتلاف وقت است.
  3.  دوره های تمرینی منظم را طوری برنامه ریزی کنیم که تمام روح و روان ما، در نهایت در یک مدار قرار گرفته و با دوره های پیشین تمرکز، انطباق داشته باشد.
  4. البته محدوده های زمانی تمرکز موثر در اشخاص مختلف، متفاوت است. اما بیشتر اشخاص نمی توانند تمرکز موثری را به مدت 35 الی 40 دقیقه در هر بار انجام دهند.
  5. تایمر وسیله ی مفیدی برای اندازه گیری زمان تمرین است و ما می توانیم با استفاده ازآن